یاران موافق همه از دست شدند

در کار اجل یکان یکان پست شدند

بودیم به یک شراب در مجلس عمر

یک دور زما پیشترک مست شدند

*******

صبح جمعه بود، هوای خنک،فالنامه حافظ،آواز استاد شجریان ،پرزدن گنجشکها پشت پنجره،صدای حرکت و زنده بودن ، پسرم آریامهر و همسرم در کنارمن، مجموعه ای کامل.

به نیت بیماری رامین فالنامه حافظ را باز کردم و ...

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

ناز کم کن که بسی چون تو در این باغ شکفت

"احوال دوستان خود را جویا باش قبل از اینکه مرگ فرا رسد."

به قصد عیادت رامین به سمت شیراز حرکت کردیم هرچند می دانستیم که ممنوع الملاقات است.

یک ساعتی را با پدر،مادر،خواهر و برادرش شاهین یا بهتر که بگویم برادرم شاهین در سکوت گذراندیم و با آرزوی بهبودی رامین خداحافظی کرده و به بوشهر برگشتیم.

دقایقی پیش تلفنم زنگ خورد، همسرم بود و با بغض و گریه گفت :" فالت درست بود، رامین مرد."

*******

نام: رامین ج.

سن: 19 سال

مدرک تحصیلی: دانشجوی سال اول مهندسی عمران

بیماری: سرطان ریه

علل مرگ: 1 – اشتباه پزشکان در شروع زودهنگام شیمی درمانی،از بین رفتن سیستم دفاعی بدن و عفونت و خونریزی داخلی

                2- سرطان ریه

*******

گرفتم عکس رامین را در آغوش

به چشمانش نگه کردم همی دوش

دو چشمش گفت آشو ناله کم کن

به  تسکین  دل  مادر  همی  کوش

*******

غم   رامین   فراموشی   ندارد

دلم  جز این  هم آغوشی  ندارد

غمش چون آتش دین است آشو

خدا   داند  که  خاموشی  ندارد