وای من ای وای من
چون غزل، جاری شد از لبهای من
های های و های های و های من
تار و پودم نقش قالی می زند
بنگرید این قالی زیبای من
تار و پودم تار و پود دام بود
نقشهایم بسته اکنون پای من
کعبه ای چون حوض بودی در میان
نیست اکنون خانقاهی جای من
بهر دین دنیای دیگر داده ام
بنگرید این دین و آن دنیای من
وایِ من، ای وای من، ای وای من
چون غزل، جاری شد از لبهای من
سروده آشو صفری
مهر ماه ۸۹
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۷/۲۳ ساعت ۱۲ ق.ظ توسط آشو صفری
|
آشو صفری هستم