من ز یک روزن دیوار هراس

چهره ی کودک فردای خودم را دیدم

و شنیدم که خدا در گوشش

این سخن زمزمه می کرد مدام:

"مادرت عشق ، پدر آزادی

تو یتیمی پسرم"